تبليغاتX
.
پاینده ایران زمین
ندانی که ایران نشست منست
جهان سربه سر زیر دست منست
هنر نزد ایرانیان است و بـــس
ندادند شـیر ژیان را بکــس
همه یکدلانند یـزدان شناس
بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
دریغ است ایـران که ویـران شــود
کنام پلنگان و شیران شــود
چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد
در این بوم و بر زنده یک تن مباد
همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم
جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
همه سربسر تن به کشتن دهیم
ازآن به که کشـوربه دشمن دهـیم
دوستان
پایگاه های تاریخی فرهنگی
آگهی دوستان

پایگاه های رسانه ای
جست و جو در سایت


سخنی از بزرگان

دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی از سرزمین پارس بدان دست خواهند یافت . پیامبر بزرگ محمد
دیدنی ها
ابزارها
سرانجام یزیدیان چه شد ؟
 

سرانجام کشندگان (قاتلان) امام حسین (ع) و یارانش چه شد ؟

 

حرمله ابن كاهل اسدى:

وى يكى از سران جنايتكار سپاه شام بود كه با بى‏رحمى تمام به‏قتل و غارت خاندان وحى در كربلا كوشيد و با جنايات خود، روى‏جنايتكاران تاريخ را سفيد كرد.

او سرانجام به دست مختار افتاد. وقتى يقين كرد كه كشته مى‏شودچنين لب به سخن گشود:

اى امير! در كربلا سه تير سه شاخه داشتم كه آن‏ها را با زهرآميخته كرده بودم. با يكى از آن‏ها گلوى على اصغر را كه درآغوش پدرش بود. دريدم. با دومى هنگامى كه امام‏حسين(ع)پيراهنش را بالا زد تا خون پيشانى‏اش را پاك سازد. قلبش‏را نشانه گرفتم و با سومى گلوى عبدالله بن حسن(ع)را كه‏دركنار عمويش بود. شكافتم.

مختار كه جنايات حرمله را از زبان خودش شنيده بود تصميم گرفت‏كه او را به سخت‏ترين شكل مجازات كند. براى روشن شدن چگونگى‏مجازات او حديث زير را مى‏خوانيم:

«منهال بن عمرو كه از اهالى كوفه بود، مى‏گويد: براى انجام‏حج‏به مكه رفتم. بعد از انجام مناسك حج‏به مدينه رفته به حضورامام سجاد(ع)شرفياب شدم. حضرت پرسيد: حرمله بن كاهل اسدى چه‏كار مى‏كند؟

گفتم: او زنده است و در كوفه سكونت دارد. امام دست‏هاى خود را به آسمان بلند كرد و فرمود: «اللهم اذقه‏حر الحديد، اللهم اذقه حر النار» ; خدايا! داغى آهن را به اوبچشان. خدايا! داغى آتش را به او بچشان.

به كوفه بازگشتم. مختار ظهور كرده و بر اوضاع مسلط شده بود. بعد از چند روز، به ديدار مختار شتافتم. او را در بيرون خانه‏اش‏ملاقات كردم. به من گفت: اى منهال! چرا نزد ما و زير پرچم مانمى‏آيى و به ما تبريك نمى‏گويى و در قيام ما شركت نمى‏كنى؟

گفتم: به مكه رفته بودم. باهم گرم صحبت‏شديم تا به ميدان‏«كناسه‏» كوفه رسيديم. در آن‏جا مختار توقف كرد. فهميدم كه درانتظار كسى است. زمانى نگذشت كه چند نفر نزد او آمده گفتند: اى‏امير! بشارت باد كه حرمله دستگير شد. سپس ديدم چند نفر ديگرحرمله را كشان كشان نزد مختار آوردند. مختار با ديدن حرمله‏گفت: سپاس خداوندى را كه مرا بر تو مسلط نمود.

سپس فرياد زد: الجزار الجزار; (يعنى آى قطع كننده)جزار حاضر شد. مختار به او روكرد و گفت: دست‏هاى حرمله را قطع‏كن. او چنين كرد. آنگاه فرياد زد: پاهايش را نيز قطع كن. جزارچنين كرد. سپس صداى مختار بلند شد: آتش بياوريد. آتش بياوريد.

طولى نكشيد كه با جمع كردن نى‏ها آتشى شعله‏ور شعله‏هاى آتش‏زبانه مى‏كشيد. حرمله را با دست و پاهاى بريده داخل آتش‏افكندند.

با ديدن اين منظره گفتم: سبحان الله! مختار كه به شگفتى من‏پى برده بود گفت: ذكر خدا خوب است ولى چرا تسبيح گفتى؟!

گفتم: در سفر حج‏به محضر امام سجاد(ع)رسيدم. حضرت جوياى حال‏حرمله شد. وقتى برايش گفتم كه او در كوفه زنده است، دست‏به‏آسمان بلند نموده، فرمود: خدايا داغى آهن و آتش را به اوبچشان. اكنون شاهد به اجابت رسيدن دعاى امام هستم. مختارپرسيد: آيا به راستى اين سخن را از امام سجاد(ع)شنيدى؟ گفتم: آرى به خدا سوگند شنيدم. مختار از مركب خود به زير آمد و دوركعت نماز بجا آورد و سجده‏هاى طولانى انجام داد. آن‏گاه فرمود: على بن‏الحسين(ع) نفرين‏هايى كرد و خداوند نفرين‏هاى او را به دست‏من اجرا نمود.

به نقل از سايت الشيعه


سوزاندن خولی

مختار به خولی گفت در کربلا چه کردی ؟ گفت : نزد علی بن حسین (ع) آمده پوستین زیر او را برداشتم و مقنعه و گوشواره زینب (ع) را هم برداشتم . مختار گریه کرد و گفت او به تو چه گفت ؟ گفت : او به من گفت : خداوند دست ها و پاهای تو را قطع خواهد کند و خداوند تو را قبل از آتش آخرت به آتش دنیا بسوزاند مختار (ره) گفت : به خدا قسم دعای آن طاهره مظلومه (ع) را مستجاب خواهم کرد.

 

زجر کش کردن حصین و شرحبیل

مختار گفت : حمد خدای را که تو را به دستم رسانید ! بعد گوشتش را با قیچی برید تا مرد .

شرحبیل که در کربلا از پشت بر صورت امام حسین (ع) زد ، مختار دستور داد تا او را با آتش بسوزانیدند.

در دنیا و آخرت سیراب نشوی!

اما دونفر را دیدم که همیشه به دنیال سقاها بودند . آب آنها را تا آخر می نوشیدند اما سیر نمی شدند ؛ زیرا او امام را دیده بود که آبی را به دهانش نزدیک کرده و از آن می نوشیدند ، او به آن حضرت تیری انداختند ، امام فرمودند : ( خداوند در دنیا و آخرت تو را از آب سیراب نکند ) . پس مرد تشنه ، خود را در داخل فرات انداخت و آن قدر آب نوشید که به هلاکت رسید                       

  کتاب لهوف نوشته سید ابن طاووس

 

عاقبت شمر بن ذی الجوشن :


شمر ( لعنت الله علیه ) در روز عاشورا فرمانده جناح چپ میدان بود كه بعد از به شهادت رساندن امام حسین ( ع) عبید اله سر امام حسین را همراه او به شام نزد یزید فرستاد و بعد از آن به كوفه بازگشت .

وی پس از جنگ شورشیان كوفه با مختار كه فرماندهی چند گروه را بر عهده داشت از كوفه متواری شد . اما مختار در تعقیب این عنصر خبیث بود . لذا ابوعمره كه از یاران صمیمی مختار بود و كینه قاتلان امام حسین ( ع) را در دل داشت ، از طرف مختار مامور كشتن شمر شد . وی شمر را در یكی از روستاهای بصره یافت . ابوعمره طی یك درگیری شمر را زخمی كرد و سپس به اسارت در آورد . او را نزد مختار آوردند .مختار دستور داد او را گردن زده و جسد او را در دیگ روغن جوشیده قرار دهند و سر شمر را با پای لگد کوب کنند.

 

عاقبت عبید الله بن زیاد :

عبید اله بن زیاد را كه ابن مرجانه  نیز می گویند ( زیرا نام مادرش كنیزی زناكار و مجوسی به نام مرجانه بود ) او والی كوفه در زمان حادثه عاشورا بود كه شهادت امام حسین ( ع) و یارانش به دستور او صورت گرفت مختار نیروهایش را آماده كرد و فرماندهی آن را به ابراهیم بن مالك اشتر داد . ابراهیم با شجاعتی كه داشت ، لشگر  ابن زیاد را متواری ساخت و تعدادی از فرماندهان و سربازان او را به هلاكت رساند . تا سرنجام به سراغ عبید اله ابن زیاد رفته وبا ضربت شمشیر او را دو نیم ساخت و سر بریده اش را برای مختار هدیه آورد و جسد آن خبیث را در آتش سوزاندند.


عاقبت عمر سعد :

مختار در آن روزهایی كه دست به انتقام خون شهدای كربلا زد ، نسبت به عمر سعد بیش از همه حساس بود . از طرفی قبلاً به خاطر مصالحی امان نامه ای به عمر سعد داده بود و از طرف دیگر عمر سعد هم بهانه ای به دست مختار نمی داد تا در شورش علیه مختار شریك نباشد و لذا مجازات وی به تاخیر افتاده . هنگامی كه عمر سعد متوجه شد كه مختار در صدد دستگیری و مجازات اوست یك شب از كوفه پا به فرار گذاشت . مختار متوجه ماجرا شد ، لذا خوشحال شده و این حادثه را بهانه ای برای نقص پیمان بشمار آورد . از این رو كسی را به دنبال فرزند عمر سعد یعنی حفص فرستاد . از وی پرسید پدرت كجاست ؟ گفت در منزل خود است . مختار ابوعمره را مامور جلب عمر سعد كرد ، وی نیز فوراً اطاعت كرده و عمر سعد را برای مختار جلب كرد . عمر سعد قصد نبرد داشت كه ابوعمره فرصت نداد وشمشیر خود را بر فرق عمر سعد شد و او را به درک واصل کرد و سر از بدنش جدا کرده و برای مختار آورد. مختار رو به حفص كرد و گفت آیا این سر را می شناسی ؟ گفت : این سر پدرم است . سپس مختار دستور داد حفص را هم به پدرش ملحق كنند كه سر وی را جدا كرده ، كنار سر پدرش نهادند .

 

عاقبت سایر جنایتكاران :


انتقام از جنایتكاران قیام عاشورا عموماً به دست مختار و اطرافیانش صورت گرفت . به عنوان نمونه اولین گروهی كه مختار از آنها انتقام گرفت ، كسانی بودند كه با اسب بر بدن امام حسین ( ع) تاخته بودند . مختار دستور داد آنها را دستگیر كرده ، آوردند . سپس آنها را به پشت خوابانده،دست و پاهایشان را به زمین میخکوب کرد،آنگاه دستور داد که اسب بر بدن آنها تاختند تا پیکرهای آنان سرکوب شد و بعدا آنان را سوزاندند. اما عاقبت حرمله بن كاهل اسدی ( لعنت اله علیه ) كه طفل شش ماهه را به شهادت رسانده بود . چون حرمله را آوردند مختار دستور داد دستهای او را قطع کنند و بعد از آن پاهایش را و بدن او را در آتش انداختند و وی را زنده زنده به هلکت رساندند.

یكی دیگر از جنایتكاران سنان بن انس نیز از كوفه به بصره گریخت . طرفداران مختار خانه او را ویران كردند و در اطراف بصره كمین كردند تا او را دستگیر كنند . روزی انس از بصره بسوی قادسیه در حركت بود . نیروهای مختار بر وی یورش برده و او را بین عذیب و قادسیه دستگیر كردند .نخست انگشتان او را بریدند،سپس دستها و چاهایش را قطع کردند.آنگاه در دیگ روغن زیتون که جوشیده بود انداختند. چرا كه سنان سینه حضرت را نشانه رفته بود و بنابر قولی تیری بر گلوی آن حضرت زده و بدن ایشان را با نیزه سوراخ كرده بود .

و خولی بن یزید اصبحی نیز در خانه خویش مخفی گشته بود . نیروهای اطلاعاتی مختار ، جایگاه او را گزارش داده و ماموران گشتی وارد خانه او شده . زن خولی به نام نوار كه مخالف او بود و وی را در شهادت امام حسین ( ع) توبیخ می كرد در خانه بود . از او خواستند تا جایگاه خولی را نشان دهد . نوار گفت نمی دانم ، ولی با دستش به مخفیگاه شوهرش اشاره كرد  .  ماموران خولی را پیدا كرده و بدنش را به آتش کشیدند.

یه باد داشته باشید که ستمکاران و جنایتکاران نه تنها در آخرت بلکه در

 همین جهان هم روز خوش نخواهند دید

 

نوشته شده به دست مهدی در تاريخ دوشنبه هفتم دی 1388 در ساعت 9:27

لينک ثابت |

محرم .ماه نزدیک شدن به خداوند

 

محرم بر شما تسلیت

 

 

 

با درود و روز خوش به شما و تسلیت برای سوگواری سالار شهیدان .

شاید نخست گمان برید که ماه نزدیک شدن به خدا رمضان هست نه محرم .اما از دید بنده محرم هم مانند رمضان ماهی است که ما رو بیشتر به خدا نزدیک می کنه هرچند بیشتر به وسیله حسین و یارانش که واسطه ای بودند میان ما و خداوند بزرگ . در این ماه و در آیین شیعه که بنده نیز پیرو آن هستم دوست داران خدا و امامان بزرگوار در سوگ آزاد مردی می نشینند که نزدیک به ۱۴۰۰ سال پیش در برابر دیکتاتری یزیدی ایستاد و تن به خواری نداد . و برای ماندگاری دین اسلام از هیچ کوششی دریغ نکرد . هر چند سرانجام این دیکتاتور نادان انتقام سرپیچی از فرمان خویش را با قدرت دیکتاتوری و نا برابر گرفت اما هم در این جهان به سزای کارهای خویش رسید هم آن جهان خواهد رسید ...

 

در آغاز ماه محرم همه گمان می کنند که با گریه و زاری در این ماه و ترک گناهان در این ماه می توان آب رفته را به جوی بازگرداند که هر چند با لطف حسین و ... دست خالی بر نمی گردند اما باید توجه کرد که آدمی باید همواره از گناه کردن پرهیز کند و اینگونه نباشد که هر کاری دلش خواست بکند سپس امام حسین را در حد خدا بیند و توقع بخشش و پوزش کند ...

 

امیدوارم سوگواری و نزدیکتر شدن ما به امامان و خداوند در این ماه توشه ای برای جهان ماندگار (باقی) و همچنین گام نهادن در راه راست و سعادت را به همراه داشته باشد .

 

در زیر پیوندهایی گذاشتم که امیدوارم سودمند باشد  :

چکیده ای از زندگانی امام حسین (ع)

داستان کربلا و حوادث آن

کربلا از دید اندیشمندان بزرگ جهان

 

سایت نی نوایی که با یاری دوستان راه انداختیم برای محرم

دانلود یه نوحه بسیار بسیار بسیار زیبا که پیشنهاد می کنم دریافت کنید

دریافت

 پیروز باشید التماس دعا

 

نوشته شده به دست مهدی در تاريخ پنجشنبه سوم دی 1388 در ساعت 10:23

لينک ثابت |

داستان کوتاه و شگفت انگیز هرمزان (هوشمندی و آزاد اندیشی ایرانیان )
 

 هوشمندی و آزاد اندیشی ایرانیان !

امروز طبق روال همیشگی و به دلیل علاقه فراوانی که به تاریخ کشور عزیزم ایران دارم داشتم توی وبلاگها و وب سایت های تاریخی میچرخیدم که کتاب جالبی دیدم با نام "ابومسلم خراسانی " . خوشبختانه لینک دانلود کتاب الکترونیکی که به صورت فایل پی دی اف بود رو هم گذاشته بودن . کتاب رو دانلود کردم هرچند زیاد به کتاب شباهتی نداشت چون هم تعداد برگ هاش خیلی کم بود و برخلاف نام کتاب زیاد درباره ابومسلم بزرگ ننوشته بود . اما پس از خوندش نوشته جالبی در اون دیدم که دلم نیومد واسه شما هم نزارم . امیدوارم بخونید و حالش رو ببرید !

داستان درباره تاخت و تاز (حمله) عرب ها به ایران هست که هوشمندی یکی از بزرگان ایرانی دربند رو نشان می دهد ....

 

نوشته شده به دست مهدی در تاريخ چهارشنبه دوم دی 1388 در ساعت 12:49

لينک ثابت |

چگونه بفهمیم دختری از ما خوشش می‌آید یا خیر؟
 

چگونه بفهمیم دختری از ما خوشش می‌آید یا خیر؟

 

Click the image to open in full size.

آنچه که اغلب آقایان به دنبالش هستند، یک سری علائم و نشانه هایی اسـت که بوسیله آنها متوجه علاقمندی حقیقی طرف مقابلشان شوند...
شـنیدن جواب رد از طـرف یـک زن بـرای مـردان اصـلا" مسئله خوشایندی نمی باشد. هیچ چیـز بـه انـدازه اینکه زن رویاهایتان تقاضای ازدواج شمـا را نـپـذیـرد، برای اتـان گـران تـمـام نـمی شود. پـیـش خـود تـصـور میکردید که او به شما علاقه مند است ولی....

 

ادامه داستان در برنامه بعدی  (در ادامه نوشته ببینید )

 


ادامه نوشته
نوشته شده به دست مهدی در تاريخ چهارشنبه دوم دی 1388 در ساعت 10:30

لينک ثابت |

تازه ترین نوشته های فرستاده شده