تبليغاتX
.
پاینده ایران زمین
ندانی که ایران نشست منست
جهان سربه سر زیر دست منست
هنر نزد ایرانیان است و بـــس
ندادند شـیر ژیان را بکــس
همه یکدلانند یـزدان شناس
بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
دریغ است ایـران که ویـران شــود
کنام پلنگان و شیران شــود
چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد
در این بوم و بر زنده یک تن مباد
همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم
جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
همه سربسر تن به کشتن دهیم
ازآن به که کشـوربه دشمن دهـیم
دوستان
پایگاه های تاریخی فرهنگی
آگهی دوستان

پایگاه های رسانه ای
جست و جو در سایت


سخنی از بزرگان

دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی از سرزمین پارس بدان دست خواهند یافت . پیامبر بزرگ محمد
دیدنی ها
ابزارها
کوروش در قرآن ! Cyrus The Great In Quran

 

با درود . این بار گوشه ای  از قرآن ( سوره کهف . آیه 83 ) رو اینجا کپی کردم که در آن نام کوروش بزرگ به عنوان شاهنشاه دادگر و دانا و خدا پرست آمده است و داستان کوتاهی از زندگی کوروش بزرگ رو از زبان خداوند توانا می خوانیم . در اینجا نام کوروش شاه به عنوان ذوالقرنین به معنای دو شاخ است که همانگونه که می دانید و دیده اید در مجسمه ای که از کوروش هست دقیقا به همین صورت با کلاه دو شاخ است و گویند که یکی از لقب های کوروش بزرگ است .. اما برخی از نادانان اروپایی و بیگانگان می گویند ذوالقرنین فردی بی خدا و وحشی به نام سکندر است که همانگونه که در تاریخ آمده است اسکندر مقدونی به هیچ خدایی اعتقاد نداشته است پس این ادعای آنان دروغ محض می باشد . بسیاری از علمای ایرانی از جمله علامه طباطبایی و مکارم شیرازی و سیاری دیگر بر یکی بودن ذوالقرنین و کوروش شاه تاکید بسیار کرده اند . من خود نیز کتابی با نام تاکیدی بر یگانگی شخصیت کوروش و ذوالقرنین دارم که با دلایل علمی و محکم عاقلانه این موضوع را ثابت کرده است ! و یکی از دلایلی که می توان نام برد دیوار آهنینی بوده است که کوروش شاه برای قومی بنا می سازد تا از یورش اقوام وحشی نجات یابند که بنا بر آخرین کاووش ها این دیوار در همان جایی که قرآن فرموده است دیده شده است !

 

 

 

و از تو در باره ذوالقرنين مى‏پرسند بگو به زودى چيزى از او براى شما خواهم خواند (83)

 

وَيَسْأَلُونَكَ عَن ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا ﴿83﴾

ما در زمين به او امكاناتى داديم و از هر چيزى وسيله‏اى بدو بخشيديم (84)

 

إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا ﴿84﴾

تا راهى را دنبال كرد (85)

 

فَأَتْبَعَ سَبَبًا ﴿85﴾

تا آنگاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد به نظرش آمد كه [خورشيد] در چشمه‏اى گل‏آلود و سياه غروب مى‏كند و نزديك آن طايفه‏اى را يافت فرموديم اى ذوالقرنين [اختيار با توست] يا عذاب مى‏كنى يا در ميانشان [روش] نيكويى پيش مى‏گيرى (86)

 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا ﴿86﴾

گفت اما هر كه ستم ورزد عذابش خواهيم كرد سپس به سوى پروردگارش بازگردانيده مى‏شود آنگاه او را عذابى سخت‏خواهد كرد (87)

 

قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّكْرًا ﴿87﴾

و اما هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند پاداشى [هر چه] نيكوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به كارى آسان واخواهيم داشت (88)

 

وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا ﴿88﴾

سپس راهى [ديگر] را دنبال كرد (89)

 

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ﴿89﴾

تا آنگاه كه به جايگاه برآمدن خورشيد رسيد [خورشيد] را [چنين] يافت كه بر قومى طلوع مى‏كرد كه براى ايشان در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم (90)

 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا ﴿90﴾

اين چنين [مى‏رفت] و قطعا به خبرى كه پيش او بود احاطه داشتيم (91)

 

كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًا ﴿91﴾

باز راهى را دنبال نمود (92)

 

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا ﴿92﴾

تا وقتى به ميان دو سد رسيد در برابر آن دو [سد] طايفه‏اى را يافت كه نمى‏توانستند هيچ زبانى را بفهمند (93)

 

حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا ﴿93﴾

گفتند اى ذوالقرنين ياجوج و ماجوج سخت در زمين فساد مى‏كنند آيا [ممكن است] مالى در اختيار تو قرار دهيم تا ميان ما و آنان سدى قرار دهى (94)

 

قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا ﴿94﴾

گفت آنچه پروردگارم به من در آن تمكن داده [از كمك مالى شما] بهتر است مرا با نيرويى [انسانى] يارى كنيد [تا] ميان شما و آنها سدى استوار قرار دهم (95)

 

قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا ﴿95﴾

براى من قطعات آهن بياوريد تا آنگاه كه ميان دو كوه برابر شد گفت بدميد تا وقتى كه آن [قطعات] را آتش گردانيد گفت مس گداخته برايم بياوريد تا روى آن بريزم (96)

 

آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا ﴿96﴾

[در نتيجه اقوام وحشى] نتوانستند از آن [مانع] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند (97)

 

فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا ﴿97﴾

گفت اين رحمتى از جانب پروردگار من است و[لى] چون وعده پروردگارم فرا رسد آن [سد] را درهم كوبد و وعده پروردگارم حق است (98)

 

قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاء وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا ﴿98﴾

و اما  روزگاری آرامگاه آن بزرگ مرد را با نام مادر سلیمان دیدار می کردند . روزگاری آن بزرگ مرد را با نام بنا کننده شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله ظلم و ستم می خواندند . روزگاری قصد خراب کردن آرامگاه آن بزرگ مرد را داشتند و اکنون او را به اسکندر مقدونی نسبت می دهند . دریغ از اندکی اندیشه ..که چنین فردی که خداوند او را به نیکی یاد می کند یکی از بندگان والا مقام پروردگار بوده است .... امید دارم روان پاک کوروش از ما خرده نگیرد .  روانش شاد  و در پایان یک عکس زیبا برای دوست داران کوروش ...

 

این عکس زیبا برای شما دوست داران فرهنگ آریا

و دوست داران راستین ایران و بزرگ مردانش !

 

 تماشا و دریافت این عکس زیبا

 

نوشته شده به دست مهدی در تاريخ چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 در ساعت 12:20

لينک ثابت |

تازه ترین نوشته های فرستاده شده