تبليغاتX
.
پاینده ایران زمین
ندانی که ایران نشست منست
جهان سربه سر زیر دست منست
هنر نزد ایرانیان است و بـــس
ندادند شـیر ژیان را بکــس
همه یکدلانند یـزدان شناس
بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
دریغ است ایـران که ویـران شــود
کنام پلنگان و شیران شــود
چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد
در این بوم و بر زنده یک تن مباد
همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم
جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
همه سربسر تن به کشتن دهیم
ازآن به که کشـوربه دشمن دهـیم
دوستان
پایگاه های تاریخی فرهنگی
آگهی دوستان

پایگاه های رسانه ای
جست و جو در سایت


سخنی از بزرگان

دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی از سرزمین پارس بدان دست خواهند یافت . پیامبر بزرگ محمد
دیدنی ها
ابزارها
شادباش به استقلال و استقلالی ها !
 

 

خوب ! پس از چندی سرانجام قهرمان لیگ برتر با رخدادهای شگفت انگیز و گوناگون آشکار شد و آن تیم استقلال تهران بود که پس از برد برابر پیام هرچند به سختی و باخت شگفت انگیز ذوب آهن که با ۴ گل در هم کوبیده شد به قهرمانی رسید .

هرچند من خودم پرسپولیسی هستم ولی این دلیل نمی شه که بخوام نوشته های سایت رو یکطرفه دنبال کنم و از شایستگی دیگر تیم ها حرفی نزنم . استقلال از همان روزهای نخست لیگ با هدف و زیبا بازی می کرد و مانند روز روشن بود که هدف اصلی آنها قهرمانی است و همچنین باید مدیریت واعظ را ستایش کرد که به خوبی حاشیه ها را از تیم دور می کرد هرچند که در روزهای پسین حاشیه های پیرامون استقلال و قلعه نوعی به وجود آمد اما باز هم حق به حق دار رسید !!!

چند روز پیش امیر قلعه نوعی در پاسخ به یکی از خبرنگاران که دیدگاه او را در باره بیانیه های مایلی کهن در باره خودش  پرسیده بود گفته بود که با این همه دردسر که برایم درست کرده اند مرگم را از خدا خواسته ام . ولی این قهرمانی دوباره امیر قلعه نوعی را زنده کرد !!!

امیدوارم این جشن قهرمانی به کام استقلالی ها شیرین و خوشمزه باشد ...

نوشته شده به دست مهدی در تاريخ دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 در ساعت 10:21

لينک ثابت |

پیروی های پی در پی از برنامه 90 !
 

عادل خان خوابی  ؟

این روزها که بحث فوتبال در تمام جهان و به ویژه ایران ما بسیاز داغ شده است می بینیم که برنامه های ورزشی صدا و سیما بخش های بیشتری به برنامه های خود افزوده اند و در بسیاری موارد زمان پخش برنامه را نیز افزایش داده اند . اما دیرزمانی است که برنامه عادل فردوسی پور ( ۹۰) یکی از بهترین و جذاب ترین برنامه های ورزشی و به ویژه فوتبالی شبکه ۳ بوده و هست و دلیل اصلی آن نیز خود عادل هست که با شیرین زبانی و جذب مخاطبان همیشگی موفق شده است آمار پیام کوتاه  برنامه اش را تا سر حد ۳ میلیون هم برساند !

 

 

ولی تازگیها دیگر برنامه های صدا و سیما به نحوی قصد پیروی از عادل را در پیش گرفته اند که گویی چندین برنامه نود از شبکه های گوناگون پخش می شود و کم کم دارند جای ۹۰ اصلی را می گیرند ! و این در حالی است که عادل فردوسی پور هیچگونه حرکتی در دور زدن و گمراه کردن آنان انجام نمی دهد و همچون گذشته برنامه اش را با آیتم های تکراری روی آنتن می آورد .

همین دیروز نمونه بارز این پیروی ها رو در برنامه ورزش و مردم دیدم که بهرام شفیع قصد دارد پا جای پای عادل بگذارد و با برقراری تماس های فراوان با اهالی فوتبال قصد دارد در مدت زمان برنامه اش سر از همه چیز در بیاورد که این یکی از ویژگی های عادل فردوسی پور بود ! و همچنین دکور را نیز دگرگون کرده اند و بخش هایی همچون مصاحبه انتقادی با مسئولان و حاشیه های کنار زمین را نیز که از هدف های اصلی فردوسی پور بود را به برنامه خودشان افزوده اند . و این در حالی است که فردوسی پور هنوز بخش جدیدی به برنامه خود اضافه نکرده است و با روال پیشین به پیش می رود

بهرام شفیع دیروز قصد داشت نخستین کسی باشد که پس از ورود افشین قطبی به ایران او را به طور زنده در برنامه اش جلوی میلیون ها آدم بنشیند که از شانس بد او این اتفاق رخ نداد و تنها کفاشیان در برنامه حاضر شد . و این یک فرصت خوب برای عادل است در حالی که جهانگیر کوثری با برنامه ورزش از نگاه دو نیز موفق به آوردن افشین قطبی به برنامه اش نشد که دوشنبه شب با دعوت از افشین قطبی در برنامه اش به سیل بینندگان ۹۰ بیافزاید .

از دیگر پیروی یا تقلید های عجیب و غریبی که از ۹۰ می کنند مسابقه پیام کوتاه هست که دیگر در تمام برنامه های تلوزیون مد شده است و برنامه بدون اس ام اس نداریم ! ولی هنوز که هنوزه بهرام شفیع بنا به دلایلی اقدام به راه اندازی پیام گیر نکرده است ولی جهانگیر کوثری این کار را مدت ها پیش کرده است و همچنان نیز با پخش زیاد سوال مسابقه قصد گرد آوری بینندگان به سوی برنامه خود دارد که انصافا برنامه جالبی نیز روی آنتن می آورد

ولی عادل فردوسی پور نباید به این سادگیها از دور خارج شود زیرا او حدود ۱۰ سال است که دو شنبه شبها و گاهی پنج شنبه ها بر روی آنتن است و از بینندگان بی شماری برخوردار است بهترین راه برای عادل این است که با افزودن بخش های نوین و تازه به ۹۰  که به پیشنهاد من می تونه گلهای برتر هفته در اروپا یکی ازونها باشه حریفات قلدر خود را دور بزند و از آنها پیشی بگیرد زیرا با این وضع کنونی دیر یا زود بسیازی از بینندگان ۹۰ به سایر برنامه ها جذب می شوند ! و عادل حتی می تواند ساعت پخش برنامه را تغییر دهد زیرا بهرام شفیع با ورزش و مردم زمان بسیاز خوبی در اختیار دارد که خود می تواند یکی از دلایل افزایش بیننده آنان باشد .

به امید پیروزی و شادکامی برای عادل گرامی ...

نوشته شده به دست مهدی در تاريخ شنبه پنجم اردیبهشت 1388 در ساعت 18:7

لينک ثابت |

ایرانیان خوش پوش ترین ( شیک پوش ) مردم جهان !

ایرانیان از بیش از 10 هزار سال پیش دارای تمدن بوده‌اند. از این رو، ریشه‌ی بسیاری از دستاوردهای بشر را در این تمدن می‌توان یافت. برای مثال، نخستین ابزار ریسندگی و بافندگی در غار كمربند، نزدیك بهشهر، یافت شده است كه به 7 هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد. به علاوه، در قدیمی‌ترین بخش‌های شهر باستانی شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزن‌های سوراخ‌دار پیدا شده است.

این دستاوردهای و نوآوری‌های دیگری كه در دوران‌های بعدی رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ایران را پیشتاز و سرآمد جهانیان كرد. جالب است بدانید اسكندر مقدونی، با آن‌كه به ایران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ایرانی می‌پوشید. در این جا به برخی از نوآوری‌های ایرانیان در زمینه‌ی پوشاك و پارچه اشاره می‌شود.
 

كت و شلوار

ایرانیان نخستین مردمانی بودند كه كت آستین‌دار و شلوار می‌پوشیدند. مردمان تمدن‌های دیگر، بابلی‌ها، آشوری‌ها، یونانی‌ها و رومی‌ها، شلوار نمی‌پوشیدند و حتی یونانی‌ها ایرانیان را به خاطر شلوارهای رنگی‌شان مسخره می‌كردند. ایرانیان حتی نوعی شلوار ویژه‌ی سواركاری نیز داشتند كه تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته می‌شد.

شلوار در اصل شروال خوانده می‌شد. عرب‌ها آن را سروال نامیدند و جمع آن را سراویل می‌گویند. در تركی و كردی نیز شروال گفته می شود. مجارهای آن را شلواری( Schalwary ) می‌گویند. به زبان لاتین، سارابارا ( Sarabara ) گفته می‌شد. واژه‌ی انگلیسی Pajama (پاجاما)از دو واژه‌ی پا و جامه ساخته شده است كه واژه‌های فارسی هستند.

 

پوشش زنان

ایرانیان از دیرباز به پاكدامنی اهمیت می‌دادند و زنان ایرانی پوشیده با چادر یا پوشش‌های دیگری كه بخش‌هایی از موها را می‌پوشاند و تنه را در بر می‌گرفت، در میان مردان ظاهر می‌شدند. در یك مهر سنگی استوانه‌ای كه از دوره‌ی هخامنشی برجای مانده و اكنون در موزه‌ی لوور فرانسه نگهداری می‌شود، شاهزاده‌ی ایرانی و ندیمه‌هایش دیده می شود كه شاهزاده چادر و ندیمه‌ها سرپوش دارند. در طرحی كه روی سنگی در ارگیلی تركیه نقش بسته است، زن ایرانی باپوشش چادر و سوار بر اسب دیده می‌شود. حتی سرپوش‌های پارچه‌ای دوره‌ی هخامنشی از زیر برف‌های منطقه‌ی پازریك روسیه پیدا شده است.( یادآوری می‌شود، سرزمین‌هایی كه نام بردیم، بخشی از امپراتوری پهناور پارس‌ها بودند.)
 

اثر یك مهر هخامنشی كه در موزه‌ی لوور فرانسه نگهداری می‌شود.
 
تصویر بازسازی شده با رایانه

 

گلدوزی

نقش زدن بر پارچه و لباس از دیرباز در ایران مرسوم بود. در تابوت سنگی اسكندر كه در موزه‌ی استامبول نگهداری می‌شود، ایرانیان شلوارهایی با پارچه‌های زیبا پوشیده‌اند كه طرح دار و گاهی نقش‌هایی از گل‌ها دارند. گل‌دوزی در دوره‌ی صفویه به شكوفایی رسید به نحوی كه هنرمندان روم شرقی(امپراتوری بیزانس) طرح‌های ایرانی را بر لباس‌ها فاخر نقش می‌زدند. حتی ریشه‌ی عنصرهای اصلی گولدوزی امروزی نیز به ایران بازمی‌گردد كه از راه كشورهای ساحل دریای مدیترانه به ایتالیا و اسپانیا رفته و بعدها در سرزمین‌های دیگر مورد توجه قرار گرفته است.
خشارشاه و همراهانش

 

ابریشم ایرانی

بافتن پارچه از ایران آغاز شده و تا دروه‌ی صفوی از مهم‌ترین فرآورده‌های صادراتی ایرانیان بوده است. با آن كه بافت ابریشم به چینی‌ها بازمی‌گردد، ابریشم ایرانی در دوره‌ی ساسانیان به چنان كیفیت و ظرافتی رسیده بود كه چینی‌ها نیز از ایران پارچه‌ی ابریشمی وارد می‌كردند. برخی از پارچه‌های ایرانی كه ویژه‌ی اسقف‌ها تهیه شده، هنوز در گنجینه‌های كلیساهای اروپا نگهداری می‌شود.

ردپای شكوه صنعت پارچه‌بافی را در واژه‌های ایرانی كه به زبان‌های مختلف راه‌یافته است، می‌توان پیدا كرد.

در زبان عربی: دیباج(از واژه‌ی دیباگ به مفهوم زری ابریشمی) و استبرق(از واژه‌ی ستبرگ به مفهوم نوعی پارچه‌ی ابریشمی)

در زبان انگلیسی: Tafta ( از واژه‌ی تافته به مفهوم نوعی پارچه‌ی ابریشمی) Chintz (از واژه‌ی چیت به مفهوم نوعی پارچه)

در زبان روسی: Izarbaf ( از واژه‌ی هزارباف به مفهوم پارچه‌ی زری گلابتون) و Partcha ( از واژه‌ی پارچه)
 

لباس ورزش

ایرانیان نخستین مردمانی هستند كه از لباس ورزشی استفاده می‌كردند. چوگان ورزش باستانی و مورد علاقه‌ی ایرانیان بود. چوگان بازان نوعی پیراهن نیم‌آستین و شلوار تنگی می‌پوشیدند تا هنگاه بازی راحت‌تر باشند. جنس پیراهن چوگان بازی را نیز نوعی انتخاب كرده بودند تا كم‌تر عرق كنند. انگلیسی‌ها در سال‌های استعمار هندوستان در آن سرزمین با چوگان و لباس نیم آستین آشنا شدند و آن را به خود به اروپا بردند كه بعدها به آمریكا نیز راه یافت و به تی‌شرت‌های امروزی منجر شد.

لباس شوایه‌ها: در دوره‌ی اشكانیان و ساسانیان مردان جنگی خود و اسبانشان را ذره پوش می‌كردند. در تاق بستان، در كرمانشاه، سربازی زره‌پوش سوار بر اسب زره‌پوش بر پهنه‌ی سنگ كنده‌كاری شده است كه با دیدن آن به یاد شوالیه‌های اروپایی می‌افتیم. در واقع، شوالیه‌های اشكانی سرمشق شوالیه‌های اروپایی قرار گرفتند.

شوالیه ساسانی
 

نوآوری‌های دیگر

دستكش: گزنفون، تاریخ‌نگار یونانی با ایرانیانی روبه‌رو شده بود كه دستهایشان را در پوست‌های ضخیم و قاب‌هایی نگه می‌داشتند. نمونه‌هایی از دستكش‌های زینتی در موزه‌ی ایران باستان نگهداری می‌شود.

انوع كلاه: ایرانیان از دیرباز كلاه‌های گوناگونی می‌پوشیدند كه نشان‌دهنده‌ی موقعیت اجتماعی آنان بود. كلاه پاپ‌ها و حتی تاج برخی از پادشاهان قدیم اروپا، برگرفته از كلاه و تاج‌ پادشاهان ایران است.

چكمه : پوشیده چكمه‌های چرمی از زمان هخامنشیان مرسوم بود و حتی ژوستی‌نین، امپراتور روم شرقی، چكمه‌های ایرانی می‌پوشید.

شال: هنوز هم در زبان انگلیسی به همین نام خوانده می‌شود( shawl ) و نوع مردانه و زنانه‌ی آن هر دو نوآوری ایرانی هستند.
 

آن سه خرمند: طرحی از سه مغ زردشتی كه برای شست‌ و شو و معطر كردن عیسی مسیح(ع) دعوت شده یودند. این تصویر موراییك، بر دیوار كلیسای سنت اپالینار در شهر راون ایتالیا نقش بسته است
نوشته شده به دست مهدی در تاريخ پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 در ساعت 22:11

لينک ثابت |

" نامداران ایران را چه کار کردیم؟ "

 

" نامداران ایران را چه کار کردیم؟ "

 

* رستم را هرکول می خوانند!
* چشمان اسفندیار را پاشنه آشیل می گویند !
* رستم زاد را سزارین می گویند !
* به جای فردوسی از شکسپیر یاد می کنند !
*به جای آشنایی با عشاق ایرانی از رمئو و ژولیت یاد می کنند !
* جاده فرهنگها را جاده ابریشم می خوانند !
* دریای ایران را دریای عمان می نامند !
* جشن چهارشنبه سوری ما را آتش پرستی می خوانند !
* حجاب زنان ایرانی را که از دوران باستان بوده را به اعراب مربوط می دانند !
* هنر های نمایشی ( تاتر و … ) را که از ده هزار سال پیش در ایران رواج داشته را به یونان ۲۷۰۰ سال پیش نسبت می دهند !
* گرد بودن زمین را که در خدای نامه و شاهنامه به آن اشاره شده را به گالیله نسبت می دهند .
* اختراع الکتریسته را که مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش در ایران بوده را به ادیسون نسبت می دهند .
* پدر شیمی را لاوازیه که ۳۰۰ سال پیش می زیسته معرفی می کنند حال آنکه الکل را زکریای رازی در هزار سال پیش کشف نمود !
* به جای یاد کردن از فرزند رشید ایران نادر شاه افشار ، به ناپلئون شناسی خود می نازند .
* به جای آنکه متفقین را که در جنگ جهانی دوم ، ایران را تصرف و به جان و ناموس ایرانی تجاوز نمودند را لعن کنند قوای محور را متجاوز و همپای چنگیز خان ! می دانند !
* بجای ساختن فیلمهایی که غرور و عظمت ایران را نشان دهد قاجاریه ضعیف را به تصویر می کشند !
* میان رودان را بین النهرین می خوانند !
* روز عشاق سپندار مذگان ایرانی را والنتاین فرنگی می خوانند !

* واژه فرانسوی مینیاتور را صد در صد ایرانی می نامند و بر خودروی ساخت به اصطلاح ایران می گذارند !
* فرهنگستان ادب پارسی را از بزرگان ادبیات فارسی تهی کرده اند !
* حاضرند سریال های کره ایی و آمریکایی را هزاران بار پخش کنند اما حاضر نیستند روایت های باشکوه ایرانی را به تصویر بکشند !
* به جای استفاده از تاریخ شناسان ایرانی در نگارش های تاریخی از تاریخ کمبریج استفاده می کنند

نوشته شده به دست مهدی در تاريخ پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 در ساعت 21:25

لينک ثابت |

افشین قطبی سرمربی تیم ملی ایران شد !

 

قطبي: آفريقاي جنوبي آماده ميزباني از فوتبال ايران باشد

 

افشين قطبي پس از انتخاب شدن به عنوان سرمربي تيم ملي ايران عنوان كرد: تمام موارد در خصوص قراردادم و دستيارانم از سوي نايب رئيس فدراسيون فوتبال به اطلاع مردم ايران خواهد رسيد. من فقط اميدوارم بتوانم يك سرباز براي  ايران باشم.
وي افزود: با تلاش و كمك تمام فوتبالدوستان؛ آفريقاي جنوبي آماده ميزباني از فوتبال ايران باشد. اين آرزويي است كه من دارم و براي رسيدن به اين هدف تمام تلاشم را انجام خواهم داد.
قطبي تاكيد كرد كه به دليل مفاد قراردادش نمي تواند بيش از اين صحبت كند.

نوشته شده به دست مهدی در تاريخ چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 در ساعت 19:27

لينک ثابت |

پرسپولیس هم پوکید !
 

پرسپولیس زلزله  ( پیروزی آقایون ) این بود ؟

 

نخست بايد بگم كه نام اين تيم پرسپوليس نيست و نام بي هويت و عمومي پيروزي هست مگه بالاي شبكه 3 رو نمي خونيد ؟

اگه نام تيم پرسپوليس بود و نماد جاودانگي ايران و شكوه پارسه ( تخت جمشيد ) رو داشت بايد جلوي عرب ها اينجور خوار مي شد ؟

وقتي ما هويتمون و غيرتمون رو از دست داديم توقع برد براي چي ؟

وقتي نام پرسپوليس رو پيروزي صدا مي كنيم و مي نويسيم و نام عربي استقلال رو بر روي باشگاه خودمون مي زاريم غيرت ايراني معني پيدا مي كنه ؟

دوم بايد بگم كه پيشينيان ما گفتند كه براي كسي تب كنيد كه براي شما بميره !

آيا اين بي غيرت ها براي نا راحتي ها و اشكهاي ما ارزشي قائل هستند و بودند ؟

از ديد من اينارو بي خيال شيد بچسبين به زندگي عاديتون الكي دلمون رو به اينا خوش نكنيم پولاي 200 ميليوني ميگيرن اين اداهارم در ميارن !!!   ولي دلم نمياد از كوشش فراوان علي كريمي سپاسگزاري نكنم بازم دمش گرم هر كي بي غيرت باشه علي خان نيست

ولی باید بگم که ارنج وینگادا هم بدرد خودش می خوره چون بهترین بازیکن قصل ایران رو می شونه رو نیمکت  ! بهتره همین امروز برکنارش کنن بره خونشون پیش بچه هاش ...

یاد افشین امپراتور گرامی باد که ۳ تا گل عقب افتادرو تو ۱ نیمه جبران می کرد . یادش گرامی که وقتی می برد مثل شیر می برد وقتی هم می باخت مثل نهنگ .

دیدکتاتور نبود و نظر مردم رو تو کارش دخالت می داد اگه ۵۰ هزار نفر داد می زدن محسن خلیلی امکان نداشت نیارتش تو ! چون می دونست که مردم هم یه چیزی می فهمن . اما به جاش آقایون مانند پیروانی - وینگادا و به ویژه جناب دایی ۱۰۰ هزار نفر . علی کریمییییییییییی -  انگار نه انگار !

با این وضع روز به روز بدتر می شیم روز به روز . اون از مایلی کهن و تیم ملی اینم از سپاهان و پرسپولیس .

 

نتیجه گیری :

برای فصل آینده باید ۸۰٪ تیم عوض شه اینا یه مشت بی غیرتن که فقط پول رو می شناسن

یه مربی بزرگ و مدرن می خواهد این تیم نه مربی سنتی مال ۷۰ سال پیش که بهترینش افشین خان هست - البته اگه با این کارهایی که به سرش دادن دیگه به ایران بیاد !

اما این باخت و کوچک شدن تیم همیشه مثل چکش می خوره تو سر ما

امیدوارم وضع ازینی هست بهتر بشه اینجوری روز به روز ناراحتی و اندوه در میان مردم بیشتر می شه و نتیجش دوری از فوتبال و در آینده  تهی شدن ورزشگاه ها از تماشاگران هست !

نوشته شده به دست مهدی در تاريخ چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 در ساعت 10:40

لينک ثابت |

مایلی کهن هم برکنار شد !
بيانيه شماره 2 و متن استعفاي محمد مايلي كهن:
من لايق و شايسته سرمربيگري تيم ملي ايران نيستم

 


 محمد مايلي كهن لحظاتي پيش متن بيانيه شماره 2 خود كه در واقع متن استفعفايش از سرمربيگري تيم ايران محسوب مي‌شود را به شرح زير صادر كرد:
بسمه تعالي
بيانيه شماره 2
مربي شدن چه آسان، آدم شدن محال است
نمي‌دانم چه بگويم، چه بنويسم. به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده كه قداست آن را زير سوال برده كه همه آن ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي كهن است. بله؛ محمد مايلي كهن. اين مزدور به مردم و ميهن، كه به يكباره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را شكسته و تنها نيمه خالي ليوان را ديده و همواره فرياد سر مي‌دهد اي مردك (مايلي كهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي مانند گنده باقالي، كوتوله و ... تقدس شعاري حماسي مانند توپ، تانك، فشفشه و ... را از بين ببري. شعار پرمحتوا و زيبايي كه در عين سادگي در مقاطع مختلف كاربرد اساسي داشته؛ نه تنها در روابط با مايلي كهن بلكه ديگران نيز از آن بي‌بهره نمي‌مانند.(داور، بازيكن، مربي و ...) .
اي خائن(مايلي كهن) آدم بي‌منطق و نادان چرا و با كدام منطقي توي احمق به هنگام مسابقه تيم سايپا با استقلال تهران، هنگامي كه شعار مي‌دادند توپ، ‌تانك، فشفشه، مايلي كهن و... توي نادان در صندليت نشستي و دم برنياوردي. اي مردك چرا با ديگران هم آواز نشدي و آن شعار را تو نيز سر ندادي، تازه گناه بزرگتر اينكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتي بود كه در ورزشگاه حاضر مي‌شد) را نكشيدي و به او نگفتي كه پسرم تو هم اين شعار زيبا و بي‌مانند را هم صدا با تماشاچيان فهيم زمزمه كن. توپ، تانك، فشفشه و ...
پسرم آنها به دليل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار مي‌دهند.
پسرم هيچ مي‌داني كه پدرت در تمامي دوران قهرماني‌اش اين گونه مورد لطف و حمايت قرار نگرفته بود. به راستي اي مزدور، خائن، گلادياتور، با كدام منطق و جسارتي به خود اجازه دادي كه بازيكنانت بدون غل و زنجير در مسابقات حاضر شوند.
اي مردك عقب‌مانده در هزاره سوم با كدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوري. چگونه است كه چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران دنيا را نمي‌بيني.
اي بدبخت فلك زده، اي مردك عقب افتاده، بيشتر اين عقب‌افتادگي‌ات به خاطر اين است كه نمي‌خواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از كانال تلويزيوني همسايه ببينيم، هر چند چند بار دعوت شدي و ديدي كه تماشاگرنماها چگونه بازيكنانشان را وقتي گل مي‌زنند مي‌روند و در بغل آنها قرار مي‌گيرند. اگر تماشاگرنماها نبودند كه مي‌بايستي تكه بزرگ بازيكن، گوش او مي‌شد. بيچاره در به در از آن جا مانده، از اين جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه فاصله سكوهاي تماشاگران با زمين مسابقه از بين نمي‌رفت و مي بايستي بين آنها خندقي كنده مي‌شد.
بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست مي‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غيرت و مردانگي ندارند. مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌شان بازي را واگذار كند و او براي تيم خود و رقيبش دست بزند.مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌اش در پايان مسابقه بازي را واگذار كند و رگ گردنش بيرون نزند. مگر نمي‌ديدي كه اين مسابقه آخرين مسابقه تيم مورد علاقه او و تو مي‌باشد. پس بايد بر اساس اصول حرفه‌اي گري از هر طريق ممكن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شود.
اينها را كه ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم پس اي آدم كوتوله اين اراجيف چه بود كه در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاك ما بوجود آوردي. از خودت خجالت بكش و به خاطر اين همه پاكي، دوستي، صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، بازيكن خوب، داور خوب، مربي خوب، مدير خوب، ورزشگاه خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلويزيون خوب، راديوي خوب و خيلي خوب‌هاي ديگر و به خاطر اينكه قداست اين همه خوبي‌ها‌ را شكستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صداي بلند بگو من لايق و شايسته مربيگري تيم ملي كشورم نيستم و از اول هم ما اشتباه بوديم.
عجيب است كه روده‌درازي مي‌كنم اما اين پسر؛ عليرضا (نوه‌ام) اين شعر را مي‌خواند: يك توپ دارم قلقلي، سرخ و سفيد و آبي، مي‌زنم زمين هوا مي‌ره، نمي‌دوني تا كجا مي‌ره. من اين توپو نداشتم ،‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عيدي داد يك توپ قلقلي داد.
بابا ،عليرضاي بهتر از جانم تو هم وقت گير آوردي اما به خودم مي‌آيم و مي‌گويم اين پسر 3 ساله از من كوتوله 55 ساله عقلش بيشتر است. صدايش مي‌كنم و مي‌گويم، عزيزم عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب مردانگي، عجب دوستي، بابا عليرضاي بهتر از جانم مي شه به من هم يكي از اون توپ ها را بدي و با همان پاكي و صداقت صميميت و معصوميت تو.
محمد مايلي كهن از همه جا رانده و مانده اما يارب نظر تو برنگردد.

نوشته شده به دست مهدی در تاريخ سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 در ساعت 12:41

لينک ثابت |

تازه ترین نوشته های فرستاده شده